طناب – سیم انتخابات ریاست جمهوری هیلاری کلینتون

طناب – سیم: انتخابات ریاست جمهوری هیلاری کلینتون ایوانکا ترامپ ملانیا ترامپ ریاست جمهوری دونالد ترامپ رییس جمهور دولت ترامپ خانواده

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری عاشقانه‌ای در دل نفرت

فاتح آکین، دیر به مصاحبه می رسد. مدیر برنامه هایش جایی را نزدیک رودخانه جهت مصاحبه گزینش کرده و می گوید: «آکین دارد با دوچرخه می آید.» هنگامی که می رسد، از او

عاشقانه‌ای در دل نفرت

باعشق ای در دل نفرت

عبارات مهم : آلمان

فاتح آکین، دیر به مصاحبه می رسد. مدیر برنامه هایش جایی را نزدیک رودخانه جهت مصاحبه گزینش کرده و می گوید: «آکین دارد با دوچرخه می آید.» هنگامی که می رسد، از او می پرسم سوار دوچرخه بودید؟ می گوید: «بله، من عاشق دوچرخه ام.» چند لحظه تأمل می کنم تا تصویر او را مجسم کنم: کارگردان آلمانی که چند روز پیش افتتاحیه فیلمش در کن بود و در انتهای جشنواره توانست جایزه عالی ترین بازیگر زن را جهت دایان کروگر از کن بگیرد سوار بر دوچرخه می شود و به جلسه مصاحبه می آید.

بنا به گفته خود آکین، این سریع ترین فیلمی است که تابه حال ساخته هست. در عرض پنج ماه، کل پروسه ساخت فیلم انجام شده است و از این پنج ماه، دو ماه صرف فیلمبرداری شده است هست. «از سال ۱۹۹۰ می خواستم فیلمی راجع به نئونازی ها بسازم، ولی نمی دانستم چه قصه ای را باید گزینش کنم. هنگامی که ایده داستان به ذهنم رسید، کار زیادی باقی نمانده بود و فیلم را به سرعت ساختم.»

راست افراطی علیه مهاجران
«محو شدگی» که در بخش رقابتی جشنواره کن امسال حضور داشت، راجع به مهاجران در اروپا و موج تازه قدرت گرفتن راست افراطی هست. آکین به مسئله پذیرفته شدن مهاجران در جوامع و ترساندن بزرگی به نام ملی گرایی افراطی پرداخته است که مانعی جهت یکپارچه شدن جامعه هست. قصه فیلم که در آلمان امروز می گذرد، راجع به حملات تروریستی شبکه نئونازی ها و قربانیان این حملات یعنی شهروندان غیرآلمانی هست. زنی آلمانی که با مردی مسلمان و کرد ازدواج کرده هست، به دنبال قاتلان نئونازی می گردد که در حمله ای تروریستی، همسر و فرزندش را کشته اند.

آکین می گوید: «این فیلم، فراتر از یک داستانی انتقامی راحت هست. درامی است که براساس کاراکترها ساخته می شود، یک قصه باعشق هست. قصه مادری است که فقط و فقط خانواده اش را دارد، نه شغلی دارد و نه هیچ چیز دیگر و هنگامی که مادرانگی را از او بگیرید، دیگر چه چیزی برایش باقی می ماند؟» آکین که در آلمان ولی از پدر و مادری ترک به دنیا آمده، این قصه باعشق را در دل نژادپرستی، نفرت و کشتار بازگو می کند.

آکین کارگردانی است با فیلم هایی چون «در برابر دیوار» و «لبه بهشت» در کارنامه اش؛ قصه هایی که همه به مفهوم دیگری و زندگی ترک های مهاجر در آلمان می پردازند و این بار او در «محو شدگی» بزرگ ترین اشتباهات یک جامعه معاصر را تصویر می کند که در آن ریشه آلمانی زن و اصالت کُرد مرد، مانعی جهت ساختن یک زندگی سعادتمندانه نیست، ولی نه پدر و مادرشان از این وصلت راضی هستند و نه به اصطلاح وطن پرستان.

آکین که چندی پیش نامش در فهرست اهداف تروریستی نئونازی ها آمده بود، راجع به خشونت این قشر از جامعه آلمان و آمارهای مربوط به آن توضیح می دهد و می گوید: «از تعداد کسانی که نشانه حمله و سوءقصد نئونازی ها قرار می گیرند، اطلاعی در دست نیست. هنگامی که کسی شما را کتک می زند، پلیس عمل مجرمانه، یعنی کتک زدن را ثبت می کند و اغلب نسبت به علت و انگیزه پشت این اعمال مجرمانه، یعنی نژادپرستی، توجهی ندارد.» او راجع به منتشر شدن نامش در فهرست نشانه های آتی نئونازی ها می گوید: «من هم در این کشور به نوعی بیگانه به حساب می آیم، چون اصالتا آلمانی نیستم.

موهایم سیاه است و پدر و مادرم ترک هستند. از این نظر نشانه مناسبی جهت این حملات هستم. چند سال پیش در سایتی به نام «نورنبرگ ۲.۰» نام تعدادی از هنرمندها و سیاستمداران منتشر شد و نام من هم در این فهرست بود. در واقع این اتفاق موجب شد قصه این فیلم را بنویسم، چون من هم به نوعی یک نشانه احتمالی جهت نئونازی ها هستم. در واقع با ساختن فیلم به آن ها جواب دادم. راستش را بخواهید، احساسم نسبت به این کارشان این است که انگار کسی من را تحسین کرده. چون هنگامی که این آدم ها نسبت به من خشم و نفرت دارند به این معنی است که کارم را درست انجام داده ام. کار من آن ها را آزار داده و کار من در واقع آزار دادن آن هاست.»

با این حال آکین احساس امنیت می کند چون قانون از او حمایت می کند، «اما قانون هم محدودیت های خودش را دارد. اگر افراطی ها شما را به عنوان نشانه ارزش گزینش کنند و جهت رسیدن به مقاصدشان مصمم باشند، قانون کاری جهت حمایت از شما نمی تواند بکند. من یک هنرمندم و فیلم های من بازتابی از دنیا اطرافم هست. من خطر را دوست دارم، شاید به همین خاطر است که هر لحظه سوار دوچرخه می شوم.»

«محوشدگی» از سیستم قضایی آلمان هم فراتر می رود تا نشان دهد پلیس تا چه اندازه از این که گروه های نئونازی را جزء مظنونین احتمالی اعمال خشونت آمیز به شمار بیاورد، دوری می کند، حتی در مواقعی که مدارک کافی، حاکی از گناهکار بودن آن ها موجود است.

آکین که «رد شدن از پل: صدای استانبول» (۲۰۰۵) را کارگردانی کرده هست، می گوید از اصطلاح «فیلم سیاسی» خوشش نمی آید: «فیلم های من هر لحظه با سیاست سر و کار دارند، ولی دوست ندارم از اصطلاح فیلم سیاسی استفاده کنم چون به نظرم این عبارت، ذهنیت نادرستی ایجاد می کند. من تلاش می کنم انگیزه ها و اهداف سیاسی هر لحظه در بعد زمینه داستان باشند. در این فیلم هم تلاش داشتم همین کار را بکنم، با این که نیت من این بود که راجع به نئونازی ها در آلمان بنویسم تا این مقوله به فراموشی سپرده نشود.»

آکین از اوضاع آلمان امروز می گوید و از گسترده شدن فعالیت های گروه های راست افراطی و نئونازی ها بعد از ورود مهاجران تازه به اروپا: «به تازگی رسوایی جدیدی افشا شده است که مربوط به گروه های نئونازی و شاخه راست افراطی در ارتش آلمان هست. تعدادی از سربازان آلمانی که عقبه سیاسی راست افراطی داشتند، هویت ارزش را جعل کردند و شخصیت های غیرواقعی جهت خودشان ساختند، وانمود کردند که مهاجر سوری هستند و تصمیم داشتند بمب گذاری کنند و انگ تروریست بودن به مهاجران بچسبانند تا دولت دیگر جلوی ورود مهاجران را بگیرد. نشانه نهایی ارزش این بود. این اتفاق همین هفته گذشته افتاد.»

مادری علیه نئونازی ها
آکین تأکید می کند که فیلم جدیدش به همان اندازه که راجع به یک بازمانده حملات تروریستی هست، قصه یک مادر هم هست. «در فیلم می بینیم که پدر قاتل می گوید او فرزند خوبی بود و قرار بود به بلژیک برود. از شخصیت قاتل ها آشنایی کافی پیدا می کنیم، ولی قربانیان فقط عدد هستند. قربانی شماره ۲۲، قربانی شماره ۱۵۰، فقط در اعداد خلاصه می شوند. هیچ چیزی راجع به ارزش نمی دانیم، راجع به زندگی ارزش و خانواده هایشان و این که چطور با کشته شدن آن ها کنار می آیند.»

نقش مادر عزادار و انتقام هوا «محو شدگی» را دایان کروگر، بازیگر آلمانی ایفا می کند و جالب این جاست که این نخستین فیلم آلمانی زبانی است که کروگر در آن بازی کرده هست. آکین راجع به گزینش او جهت این نقش می گوید: «من کروگر را در سال ۲۰۱۲ در جشنواره فیلم کن دیدم. خیلی سریع با هم صمیمی شدیم. در آلمان او را به عنوان بازیگر نمی شناسند، جهت آلمانی ها کروگر، مدل برند کارل لاگرفلد است.

انتخاب او جهت بازی در فیلم در آلمان، کار غیرعادی ای بود. با این که آلمانی هست، ولی این جا مثل یک بیگانه هست؛ در نتیجه احساس کردم گزینش جذابی است چون باعث می شود آلمانی ها کنجکاو شوند. ظاهر عجیبی هم دارد. صورتش کاملا آلمانی هست، بلوند با چشمانی آبی، یک صورت آریایی کامل و این ایده به نظرم جالب بود که در فیلم یک صورت کاملا آریایی با نئونازی ها بجنگد. در واقع لایه عمیق تری به داستان می دهد.»

آکین هر لحظه در گزینش موسیقی جهت فیلم هایش خوش سلیقه بوده و این بار هم در «محو شدگی» با همکاری جاش هوم، از اعضای گروه راک آمریکایی «کویینز آف استون ایج»، موسیقی اوریجینالی جهت فیلم ساخته که به قصه عمق معناداری می دهد.

او راجع به همکاری با جاش هوم می گوید: «اتفاق جالبی بود. هنگامی که داشتم فیلمنامه را می نوشتم، به آثار گروه کویینز آف استون ایج گوش می کردم و کم کم احساس کردم این می تواند موسیقی ای باشد که شخصیت مهم آن را گوش می کند چون به نوعی حال وهوای موسیقی ارزش خودتخریبی است و فیلم هم از جهاتی راجع به خودتخریبی هست. جهت جاش هوم، یک نسخه خام و ابتدایی از فیلم فرستادم و او هم به سرعت با من تماس گرفت و گفت که فیلم را بسیار دوست داشته و به شدت تحت تأثیر قرار گرفته و می خواهد با ما همکاری کند. شاید چهار یا پنج بار با هم تلفنی حرف زدیم و در کل طی ۱۰ ایمیل، کار را دنبال کردیم و بعد موسیقی را جهت من فرستاد. همکاری بسیار خوبی بود که خیلی هم ساده و بی دردسر پیش رفت.»

فردای بهتری در راه است
آکین امیدوار است فیلمش بحث راجع به ملی گرایی راست افراطی را دوباره بر سر زبان ها بیندازد: «به نظرم باید این بحث دوباره از سر گرفته شود چون فکر نمی کنم به اندازه کافی راجع به اش حرف زده باشیم. مردم فراموش می کنند. اتفاقی را که هفته گذشته افتاده مردم به سرعت فراموش می کنند و از آن می گذرند. راجع به نئونازی ها هم همین وضع هست. این معضل بزرگ و رسوایی هولناکی است و من فقط بخش کوچکی از آن را نشان داده ام.»

با وجود نفرت و خشونت شدیدی که در جوامع متفاوت به خاص آلمان وجود دارد، آکین به آینده امیدوار است و می گوید: «با این که محو شدگی فیلم خشمگینی است و سناریوی بسیار تند و تیزی دارد، ولی من آدم خوش بینی هستم. من فرزند عصر جهانی شدن هستم، همسرم هم دورگه آلمانی، مکزیکی هست. یکپارچگی و اتحاد پدیده ای است که در شهرهای بزرگ ذره ذره اتفاق می افتد. من گمان می کنم روزی می رسد که در صلح و آرامش کنار هم زندگی کنیم و همه چیز را با هم سهیم شویم، ولی تا آن روز راهی دراز و پر از درد و زحمت در پیش داریم.»

عاشقانه‌ای در دل نفرت

روزنامه آسمان

واژه های کلیدی: آلمان | دوچرخه | اخبار فرهنگی و هنری


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz